صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
45
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
و سبك اعجازى قرآن آنچنان واضح بود كه هر گونه اختلاط را غير ممكن مىساخت . حتى « احاديث قدسيه » كه به عقيدهء علماء اسلام از نظر معنا مربوط به حضرت باريتعالى مىباشد ، در نگارش و تدوين از قرآن جدا گرديده است . شخص پيامبر اكرم در سر آغاز اين احاديث ، جملاتى را قرار مىداد كه هر شنونده از آن مىفهميد كه الفاظ و سبك بيان اين « حقايق الهى » مربوط به پيامبر مىباشد . او نشان مىداد كه ميان سبك سخن گفتن محمد اگر چه فصيحترين همهء انسانهاى عالم باشد و سبك سخن گفتن خدا كه مبداء همهء عظمتها و قدرتها است تفاوتى بس بزرگ وجود دارد . همين روش شخص پيامبر بود كه در طول تاريخ اسلام ، دانشمندان را ملزم ساخت تا كاملا هوشيارانه و محتاط عمل كنند و موجب اين شد كه هر كس خواست به قسمتهائى از اين احاديث استشهاد كند تعبير مقيد و محدودى ازين قبيل به كار برد : « رسول خدا در نقل از پروردگارش چنين فرموده » . « خداوند در روايتى كه پيامبرش از او نموده چنين فرموده » . « خداوند متعال در حديث قدسى چنين فرموده » . در اينجا در صدد گفتگو از اعجاز قرآن نيستيم ، اين بحث در اواخر كتاب و در فصل مستقلى خواهد آمد . منظور بيان آگاهى كامل شخص پيامبر به تفاوت ميان گفتار خود او و كلام خدا است . و وقتى اين تفاوت دربارهء احاديث قدسى و توقيفى اين اندازه ملحوظ شده باشد ، دربارهء آراء شخصى دنيوى رسول اكرم بايد به طريق اولى و آسانتر و واضحتر مورد شناسائى و توجه قرار گرفته باشد . راه دورى نمىرويم ، داستان تلقيح درخت خرما و اظهار نظر آن حضرت در اين باره در تاريخ معروف است . پيامبر از مكانى عبور مىكرد و ديد عدهاى بر بالاى درختان خرما هستند . پرسيد كه اينان چه مىكنند ، گفتند درختان را